باغچه پیچک

در هر صورت رو به بالا و با میل به رهایی از پستی ها...

باغچه پیچک

در هر صورت رو به بالا و با میل به رهایی از پستی ها...

باغچه پیچک

سیب، پیله، پیچک و....همه منم. منی سی و دو ساله و در آرزوی پرواز... پرواز...
همه رویاها، همه خواسته ها، در گذر ایام رنگ می بازد. همچون آگهی های نیازمندی های یک روزنامه پوسیده که هرروز بیشتر و بیشتر زرد می شود. اما پرواز میلی بوده و هست و ان شاء الله خواهد بود که همیشه تازه است. و گذر هیچ روزی، رنگ آن را حتی کمی کم رنگ تر نکرده!

.....................


خواهش می کنم هرکس برای دنبال کردن متقابل من رو دنبال میکنه، قطع دنبال کردن رو بزنه.

چون شدیدا قواعد خودم رو دارم و نمیتونم همیشه جواب مثبت بدم.



خیلی هم ممنونم که توی این وب دیگه من رو خاموش دنبال نمی کنید!
......................

از این به بعد پیچکم.


.......................


طبقه بندی موضوعی
آخرین مطالب
محبوب ترین مطالب

هوس انگور

پنجشنبه, ۳ آبان ۱۳۹۷، ۱۱:۲۱ ب.ظ


 آمده‌ام که سر نهم عشق تو را به سر برم
ور تو بگوییم که نی نی شکنم شکر برم


آمده‌ام چو عقل و جان از همه دیده‌ها نهان
تا سوی جان و دیدگان مشعله ی نظر برم


اوست نشسته در نظر من به کجا نظر کنم
اوست گرفته شهر دل من به کجا سفر برم


آنک ز زخم تیر او کوه شکاف می‌کند
پیش گشاد تیر او وای اگر سپر برم


آنک ز تاب روی او نور صفا به دل کشد
و آنک ز جوی حسن او آب سوی جگر برم


در هوس خیال او همچو خیال گشته‌ام
وز سر رشک نام او نام رخ قمر برم



با هوس چیدن انگور دستهایم را به سمت آسمان می برم. اما دستهایم کوتاه است و درخت انگور بلند بالا...تلاشم جز تکرار تجربه تلخ کوتاهی دستهایم و دور بودن انگور هیچ رهاوردی ندارد...به انگور نگاه می کنم و حسرت تمام قلبم را فرا می گیرد...در حسرت و آرزوی رسیدن به شیرینی انگور چشم هایم به آسمان است و در خیال خود طعم شیرین انگور را متصور می شوم...

الهی و ربی من لی غیرک...

موافقین ۶ مخالفین ۰ ۹۷/۰۸/۰۳
پیـــچـ ـک

نظرات  (۱۶)

۰۳ آبان ۹۷ ، ۲۳:۳۵ صحبتِ جانانه
یعنی چه:|
پاسخ:
در دلـــــــم بــــــــود که آدم شوم؛ امّا نشدم
بــــى‏خبر از همه عالم شوم؛ امّا نشدم
بـــــــر درِ پیــــــرِ خــــــرابــــات نهم روى نیاز
تا بــه این طایفه محرم شوم؛ امّا نشدم
هجرت از خویش کنم، خانه به محبوب دهم
تا بـــه اسمـــــاء معلّم شوم؛ امّا نشدم
از کف دوست بنوشم همه شب باده عشق
رستــــه از کوثر و زمزم شوم؛ امّا نشدم
فــــــــــارغ از خـویشتن و واله رخسار حبیب
همچنــــان روح مجسم شوم؛ امّا نشدم
سر و پا گوش شوم، پاى به سر هوش شوم
کـــــز دَم گرم تو مُلهَم شوم؛ امّا نشدم
از صفــــــا راه بیابــــــم به ســــــــوى دار فنا
در وفــــا یــــــار مسلّم شوم؛ امّا نشدم
خواستم بر کنم از کعبه دل، هر چه بت است
 تــــا بــــرِ دوست مکرّم شوم؛ امّا نشدم
آرزوهــــا همـــــه در گور شد اى نفس خبیث
در دلــــم بــــود کـه آدم شوم؛ امّا نشدم
۰۳ آبان ۹۷ ، ۲۳:۴۱ صحبتِ جانانه
باز یعنی چه...
پاسخ:
یعنی حسرت و ندامت...

۰۳ آبان ۹۷ ، ۲۳:۴۳ صحبتِ جانانه
بله ولی چرا
پاسخ:
دلیل خاصی باید داشته باشه احساس ندامت؟
نفس سرکش نیست؟ 
میشه گفت افسارش همیشه دستمونه؟

ایضاً دیگه حسرت نرفتن به اربعین رو نتونستم درون خودم نگه دارم....
۰۳ آبان ۹۷ ، ۲۳:۴۷ صحبتِ جانانه
آره خب دلیل خاصیه همینا که برشمردی
کربلا رفتن مساوی آدم شدنه؟
پاسخ:
نه خب. نه با هر وسیله ای. ولی حسرتش هست...
همیشه حسرت هست...

دو تا موضوع جدا هستن...هر دو باهم یهو سرریزم کردن.
۰۳ آبان ۹۷ ، ۲۳:۵۲ صحبتِ جانانه
منم در حسرتش هستم
نمی دونم ها ولی حس میکنم وضع تو شاید بهتر از منه برای شعر دومی میگم😐
پاسخ:
مقایسه نکن...معلوم نیست.
فقط خدا میدونه. واقعا فقط خدا میدونه کی چه کاره ست!
سلام
نمی‌دونستم جابجاشدین...
کامنت خداحافظی رو روی اون یکی وبلاگ گذاشتم...😘
پاسخ:
سلام
دسترسی به پنلم توی وبلاگ قبلی نداشتم. توی کامنتا آدرس وبلاگ جدیدمو داده بود.
ممنونم.
سلامت باشید.
۰۴ آبان ۹۷ ، ۰۸:۱۹ بابای نرگس
چه خوشمزه...
پاسخ:
خواهش
۰۴ آبان ۹۷ ، ۱۱:۴۸ خورشید ‌‌‌‌
انگور استعاره از چیست؟
پاسخ:
اگه قرار بود همه چیز رو دقیق بگم که متن ادبی نمینوشتم😈😁
انگوره؟
پاسخ:
چی؟
با لحن بابای نقی معمولی بخوانید کامنتم رو
پاسخ:
بله...چشم
۰۵ آبان ۹۷ ، ۰۹:۴۱ س _ پور اسد
حبذا ...

حال خونین دلان که گوید باز

وز فلک خون خم که جوید باز

شرمش از چشم می پرستان باد

نرگس مست اگر بروید باز

جز فلاطون خم نشین شراب

سر حکمت به ما که گوید باز

هر که چون لاله کاسه گردان شد

زین جفا رخ به خون بشوید باز

نگشاید دلم چو غنچه اگر

ساغری از لبش نبوید باز

بس که در پرده چنگ گفت سخن

ببرش موی تا نموید باز

گرد بیت الحرام خم حافظ

گر نمیرد به سر بپوید باز

پاسخ:
حال خونین دلان که گوید باز...
توی یه وبلاگی نویسنده گفته بود از پیاده روی جاماندگان اربعین غافل نشید. دیدم من همونم نمیتونم برم...
۰۵ آبان ۹۷ ، ۱۱:۱۸ عارفه زهرا
خواهر جان ویار انگور کردی؟؟؟
😂
ببخشید خب من اینجوری حدس زدم
پاسخ:
نه ویار انگور نکردم.😊
میدونستم تیترم ممکنه باعث همچین برداشتی بشه. 
چه جوری؟ خرد کنم با آب بزارم بجوشه؟با پوست؟
دندونش یا فراق یا تب؟
پاسخ:
تب رو کم میکنه.
با پوست مثل چایی دم کن. خرد کنی یا درسته فرقی نداره. بذار یه ساعت دم بکشه بعد ولرم بشه با عسل قاتی کن شیرین بشه یا شکر. اما کم شیرین. بعد بده بخوره. حتی اگه خنکم بشه خوبه بازم. 
سیب تب رو خیلی عالییی کم میکنه.
خاکشیرم خوبه. 

اگرتبش میره و بر میگرده حتما ببر دکتر شاید عفونت سنگینی گرفته خدا ی ناکرده. تب بچه رو دست کم نگیر.
برای دندونش هم شلغم بگیر شهد شلغم بده بخوره. فکر کنم بلدی. پیازچه هم بده دستش بکشه به دندونش خارش لثه شو کم میکنه.
خودت لثه شو ماساژ بده زودتر دندونش در میاد. انگشتتو بشور تمیز بعد ببر توی دهنش آروم آروم بکش روی لثه ش. اونجایی که ملتهب باشه درد داشته باشه سرشو عقب میکشه یا جیغ میزنه. معلومم میشه اگه دندونش باشه.

ممنون عزیزم ،چه کار جالبی با نبات درست کردم خیلی خوب شد
شلغمو ریختم تو سوپش...
پاسخ:
سعی کن وقتی بچه تب داره نبات و شکر کم بهش بدی.
شلغم خام باید باشه. بپزه حرارت خاصیتشو کم میکنه. شهد شلغم دقیقا براش خیلی خوبه عفونتم اگه داشته باشه از بین میره.
چشم:)
پاسخ:
چشمت بی بلا عزیزم.
ان شاءالله پسرت زود خوب میشه شوهرتم برمیگرده...
قوی باش.
در دلم بــــــــود که آدم شوم؛ امّا نشدمبــــى‏خبر از همه عالم شوم؛ امّا نشدم
...

ای کاش مینوشتید که این شعر حضرت امام خمینی ره است
پاسخ:
ننوشتم؟
فکر کردم نوشتم.
اسم امام رو توی کامنتتون بولد کردم معلوم بشه.
ممنون از تذکرتون

ارسال نظر

کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">