حدیث کساء...

...جواب داد! یعنی حدیث کساء جواب نداد خانوم جواب ما رو دادن.

ممنونم خانوم نازنین من!

قصد کرده بودم تا خونه دستم نرسه پست نذارم. حدود بیست روز گذشت که ما تونستیم خونه بخریم. البته جای خاصی نیست. یه خونه خیلی معمولیه. اما اون چیزایی که من نیاز داشتم رو داره و همسایه های خوب. هیچی پول نداریم که بتونم وسیله خونه بخرم. فقط پرده گرفتم. با پارچه های ایرانی و کاملا ساده. فقط پرده سالنش رو دادم بدوزن. بقیه رو خودم میدوزم. رفتیم داخل یه مغازه دیدم صاحب مغازه داره نماز میخونه و فروشنده سرپاست. روزیمونم همون جا بود. 

 

خلاصه که الان درگیر جابجاییم. و یه سری کار دیگه که اگر نتیجه داد اینجا مینویسم.

۱۶ نظر ۱۴ لایک:)
سیب، پیله، پیچک و....همه منم. منی سی و سه ساله و در آرزوی پرواز...
پرواز...
همه رویاها، همه خواسته ها، در گذر ایام رنگ می بازد. همچون آگهی های نیازمندی های یک روزنامه پوسیده که هرروز بیشتر و بیشتر زرد می شود. اما پرواز میلی بوده و هست و ان شاء الله خواهد بود که همیشه تازه است. و گذر هیچ روزی، رنگ آن را حتی کمی کم رنگ تر نکرده!

.....................

یَا أَیُّهَا الْإِنْسَانُ إِنَّکَ کَادِحٌ إِلَىٰ رَبِّکَ کَدْحًا فَمُلَاقِیهِ

.....................

به جای آن که باغبان جان بقیه باشی، باغبان جان خودت باش؛ به جان خودت که برسی، باغبان هستی می شوی.
"علیرضا شیری"

......................


دل من غصه چرا؟!

آسمان را بنگر

که هنوز بعد صدها شب و روز

مثل آن روز نخست

گرم و آبی و پر از مهر، به ما می خندد!

دل من غصه چرا؟!

دل به غم دادن، از یأس ها سخن گفتن

کار آن هایی نیست که خدا را دارند

غم و اندوه،

اگر هم روزی، مثل باران بارید

یا دل شیشه ای ات،

از لب پنجره ی عشق،

زمین خورد و شکست

با نگاهت به خدا،

چتر شادی واکن

و بگو با دل خود،

که خدا هست، خدا هست...


.......................


اللهم وفقنا لما تحب و ترضی


........................

آرامش زیادی دارم.
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان