پیله

در خود فرو می رود برای بلوغ...برای پرواز...کاش پروانه شود...

پیله

در خود فرو می رود برای بلوغ...برای پرواز...کاش پروانه شود...

پیله

پیله همان سیب است که در خود فرو رفته...
.....................
گاهی در زندگی به دنبال خلوتیم. جایی تنگ و محدود اما فقط مخصوص به خود... برای رشد...برای شناختن و بالفعل کردن توانمندی ها؛ همچون کرمی که در آستانه پروانه شدن است. گاهی پیله می خواهیم...گاهی پیله می تنیم...گاهی با خون دل پیله می تنیم...با مرارت...با تلخی...
این پیله، سرخ است.

طبقه بندی موضوعی
پربیننده ترین مطالب
محبوب ترین مطالب

توصیه های شانزده گانه امام خمینی برای خودسازی 
که اول انقلاب در حجم زیادی منتشر می شد:

  1. نمازهای پنجگانه را در پنج نوبت بخوانید
  1. روز های دوشنبه و پنج شنبه را حتی المقدور روزه بگیرید .
  1. اوقات خواب را کم کرده و بیشتر قرآن بخوانید .
  1. برای عهد و پیمان اهمیت فوق العاده ای قائل باشید .
  1. به تهیدستان انفاق کنید .
  1. از مواضع تهمت دوری کنید .
  1. در مجالس پر خرج و با شکوه شرکت نکرده و خود نیز چنین مجالسی نداشته باشید .
  1.  لباس ساده بپوشید .
  1.  زیاد صحبت نکنید و دعاهای روزانه را بخوانید. ( بخصوص دعای روز سه شنبه )
  1. ورزش کنید .
  1.  بیشتر مطالعه کنید .
  1. دانش های فنی [مورد نیاز جامعه] را بیاموزید .
  1. دانش تجوید و عربی را بیاموزید و در هر زمینه ای هشیار باشید.
  1. کار نیک خود را فراموش کنید و گناهان گذشته را به یاد آرید.
  1.  از نظر مادی به تهیدستان و از نظر معنوی به اولیاء ا... بنگرید .
  1. از اخبار روز و اخبار مربوط به امور مسلمین با اطلاع شوید .
موافقین ۳ مخالفین ۰ ۲۶ ارديبهشت ۹۷ ، ۲۰:۱۸
پیله

همیشه برایم سوال است که چه می شود با گذران عمر خو می کنیم به زندگی روزمره؟...چرا با وجود کم شدن سرمایه عمر کمتر به فکر تغییر و پیاده کردن ارزش ها هستیم؟ چرا تمایل جوان برای هدیه کردن زندگی اش در پای آرمانش، بیشتر از پیر است در حالی که سرمایه عمر جوان بزرگتر و زیادتر است؟

آیا کسی مانند شهید همدانی، اگر در موقعیت انجام وظیفه شغلی نبود، باز هم همینقدر احتمال شهادتش بود؟

اگر به فراوانی شهدای جوان و شهدای میانه سال و پیر دقت کنیم، تعداد جوان ها بیشتر است. آیا همین دیدگاه باعث نا امیدی از رسیدن به هدف و گذران بیهوده عمر نیست؟ و آیا اجر کسی که تا میان سالی در پای آرمان بماند تا حدی که سر و جان فدای دوست کند؛ بیشتر از جوان نیست؟ چون تعلقات جوان کمتر است و گذر کردن یک جوان از دنیای مادی راحت تر.

شاید برای از دست ندادن امید باید بگویم شاید اجر حبیب بن مظاهر (رحمة الله علیه)، بیشتر از جوانان شهید شده در پای حضرت اباعبدالله (علیه السلام) بوده است...

اما سوال اصلی من این است: با گذران عمر و از دست دادن جوانی و زیاد شدن و تعدد وابستگی ها چه کنم؟

 خدایا چگونه هم تو را بخواهم هم دنیایم را اداره کنم؟ 

غفلت هایم روز به روز بیشتر می شود، کمک کن تو را در پس همین غفلت ها، بیابم!

۱۲ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۳۱ ارديبهشت ۹۷ ، ۱۳:۰۸
پیله