مکبث
دارم فیلم نگاه میکنم. مکبث...
توی یه صحنه یه ظرف رو بر میداره و مایع داخلش رو میخوره..بعد از لباش خون میچکه.
یهو توی ذهنم این بیت میاد:
خون میچکد از سر ایوان کربلا
در خاک و خون فتاده به میدان کربلا...
بغضم میگیره...
از دست رفتیم کلا...داغونیم!
دارم فیلم نگاه میکنم. مکبث...
توی یه صحنه یه ظرف رو بر میداره و مایع داخلش رو میخوره..بعد از لباش خون میچکه.
یهو توی ذهنم این بیت میاد:
خون میچکد از سر ایوان کربلا
در خاک و خون فتاده به میدان کربلا...
بغضم میگیره...
از دست رفتیم کلا...داغونیم!
این کشته فتاده به هامون حسین توست
سلام
فیلمه چیز خاصی نبود. صحنه های خشنش هم زیاد بود سریع زدم جای دیگه...
بی ربطیش معلوم نمیشد.
گفتم مثلا...
پروفایل من؟!
آهاااننن! شما آقای گمنامید؟!
لطف دارید.ممنون
همین جوری...
نه..اگرم اتفاق خاصی بود الان خاطرم نیست...
من حالا بر عکس محرم سر خود شدم. طرفای ما هیئت زیاده. اما من به خاطر وضع جسمیم و کوچیک بودن دخترم نتونستم برم. غذای هیئت هیئت بهم میرسید. هر شب. اما کنار بقیه آدما...توی تاریکی و صفای روضه نفس کشیدن...من امسال محروم شدم. فقط یه کوچولو توی خونه از تلویزیون عزاداری میدیدم کم گریه میکردم. بغض موند تو گلوم.... حالا الان به هر بهانه ای یاد مصیبت امام حسین علیه السلام میفتم گریه میکنم.