باغچه پیچک

در هر صورت رو به بالا و با میل به رهایی از پستی ها...

باغچه پیچک

در هر صورت رو به بالا و با میل به رهایی از پستی ها...

باغچه پیچک

سیب، پیله، پیچک و....همه منم. منی سی و دو ساله و در آرزوی پرواز... پرواز...
همه رویاها، همه خواسته ها، در گذر ایام رنگ می بازد. همچون آگهی های نیازمندی های یک روزنامه پوسیده که هرروز بیشتر و بیشتر زرد می شود. اما پرواز میلی بوده و هست و ان شاء الله خواهد بود که همیشه تازه است. و گذر هیچ روزی، رنگ آن را حتی کمی کم رنگ تر نکرده!

.....................


خواهش می کنم هرکس برای دنبال کردن متقابل من رو دنبال میکنه، قطع دنبال کردن رو بزنه.

چون شدیدا قواعد خودم رو دارم و نمیتونم همیشه جواب مثبت بدم.



خیلی هم ممنونم که توی این وب دیگه من رو خاموش دنبال نمی کنید!
......................

از این به بعد پیچکم.


.......................


طبقه بندی موضوعی
محبوب ترین مطالب

عملیات نجات

دوشنبه, ۱۶ مهر ۱۳۹۷، ۰۶:۴۵ ب.ظ

دست خانوم کوچولوباتری قلمی بود.مال ماشین آقاپسر. افتاد پشت تشک مبل. اومده به سر و صورتش میزنه و اصوات نامفهوم در میاره و اون زیر رو نگاه میکنه. اینقدر سر صدا کرد تا خنده م گرفت. براش باتری رو در آوردم. تازه نفس کشید.خخخخخ
عملیات نجات باتری داشتیم.افتاده بود توی پرتگاه.

موافقین ۶ مخالفین ۱ ۹۷/۰۷/۱۶
پیـــچـ ـک

نظرات  (۴)

۱۶ مهر ۹۷ ، ۲۰:۴۹ پیـــچـ ـک
آقا من مشکلی با دیس لایک ندارم. هرجور راحتید. ولی زنگو نزن در بری! بیا کامنت بذار بگو دردت چیه فدات شدم....
پاسخ:
😀😀😀
ادای بزرگترا رو درمیاره خب 😀😀😀
پاسخ:
ادای بزرگترا؟
نه بابا. فکر میکرد باتریه الان کلا از دست میره.
سلام و نور

من الان به فضل خدا توی حرم نشستم بالاسر آیت الله بهجت. الانم خدا به قلبم انداخت که از همینجا بیام بهتون بگم از روزی که گفتین تصمیم گرفتین از خودتون بگذرین و تنور خونه تونو گرم کنین، منم تصمیم گرفتم هر زیارتی که قسمتم می شه، هر جلسه تفسیر و علمی ای که می رم، هر روضه ای که می رم، هر کار خارج از خونه ای که برای خدا انجام می دم و خلاصه هر چیزی که خانوما به خاطر خدا و گرمی دل همسر و بچه هاشون ازش صرفنظر کردن رو انجام می دم، یه بخشیشو هدیه کنم بهشون و باهاشون سهیم شم. و طبیعتاً تو این مدت شما از اولین کسایی بودین که به ذهنم میومدین :)
انشالا خانوما هم گاهی به نیابت از ماها کارای خونه رو انجام بدن و ما آقایون رو توی سختیای تربیت فرزند و امور منزل سهیم کنن.
چه کنیم دیگه؟ آدمیزادیم و اینجام دنیاس. وقتی بخوایم رو یه کاری تمرکز کنیم، از بقیه ی کارا بازمیمونیم. اینه که چاره ای نداریم جز اینکه به نیابت از همدیگه عمل کنیم. کاش می شد وقتی مشغول یه کاری می شیم، شأنی ما رو از شأن دیگه بازنداره...
پاسخ:
علیکم السلام
نمیدونم چه طوری ازتون تشکر کنم! واقعا ممنونم.
یاد آیه تعاونوا علی البر و التقوی افتادم...

خدا به همه اعمالتون و اعمالمون برکت بده به حق فاطمه زهرا سلام الله علیها.
۱۷ مهر ۹۷ ، ۲۲:۴۶ صحبتِ جانانه
خداروشکر که نجات پیدا کرد🌧
پاسخ:
آره واقعا وگرنه سر و صورت بچه من کبود شده بود! باور کن قشنگ داشت خودشو میزد. امشبم گوشی تلفن افتاده بود اون پشت. خودکشی کرد دور از جونش...نمیدونم چه فکری میکنه یا چه تصوری داره. کلا یه مقدار همه واکنشاش شدیده. برعکس آقاپسر. 

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی